بازنشانی گذرواژه

ثبت نام املاک
برای فعال کردن زوم کلیک کنید
بارگیری نقشه ها
ما هیچ نتیجه ای پیدا نکردیم
نقشه باز
جستجوی پیشرفته
Your search results
1398/12/26

آرامگاه شمس تبریزی با مناره بینظیر

مناره شمس تبریزی

آرامگاه شمس تبریزی از اماکن گردشگری و سیاحتی واقع در آذربایجان ایران و در شهر خوی است که با توجه به کاوش های باستان شناسی وسیع صورت گرفته در این منطقه، این مکان را به جایی که پیکر شمس تبریزی درآن آرمیده است نام گذاری کرده اند. اینجا همان خاکی است که عارف بزرگ و شهره ای که علم و ادب و عرفانش، شاعر و فاضل ادیبی چون مولوی را عاشق و دیوانه ی خود ساخته بود، در آغوش کشیده است.

این مکان قبل از کشف پیکر شمس نیز یکی از آثار و جاذبه های تاریخی و گردشگری شهر خوی بوده است. مناره ای بسیار زیبا که در کنار آرامگاه شمس قرار دارد، به جرعت یکی از عجیب ترین، جالب ترین و زیباترین بناها و مناره های موجود در کشور است. این بنای منحصر به فرد در کنار شمس عزیز و بزرگوار، سالانه بسیاری از جهانگردان و گردشگران را از سرتاسر دنیا به خود جلب می کند.

شمس تبریزی

شمس تبریزی

کنگره ی بین المللی شمس تبریزی

هر سال کنگره ی بین المللی شمس تبریزی در شهر خوی و در این مکان مقدس برگزار می گردد. اولین دوره ی این کنگره در سال 1389 برگزار گردید که در آن سال شهر خوی و مناره شمس تبریزی میزبان بیش از چهل بازیگر مطرح سینمای ایران و شاعران و خوانندگان بسیاری از کشور عزیزمان ایران و آذربایجان بود. این مناره با شماره ثبت 966 از جکله آثار ملی کشور است که به ثبت جهانی نیز رسیده است. البته تلاش های بسیاری از مسعولین و اساتید تاریخ شهرهای تبریز ، قونیه و حتی گنجه در آذربایجان در صدد بود تا مزار شمس را به شهر خود نسبت دهند که این مورد بی نتیجه ماند و کارشناسان و باسطان شناسان از سراسر دنیا با رآی قاطع، شهر خوی و این مکان را مزار شمس تبریزی و مریدان عاشقش دانستند.

برای اجاره آپارتمان مبله در خوی می توانید با پشتیبانی 24 ساعته وبسایت قصریاب تماس بگیرید.

موقعیت جغرافیایی مناره شمس تبریزی

مناره شمس تبریزی در محله ی امامزاده خوی که حدود 2.5 کیلومتر از مرکز شهر فاصله دارد قرار داد. بر اساس نام کوچه هایی که در این منطقه با نام شمس نا مگذاری شده است، این محله را محله شمس تبریزی نیز می نامند.

نوع معماری مناره

بر طبق سفرنامه ی ونیزیان که به شهر خوی آمده بودند و بر طبق روایت هایی که سینه به سینه نقل می شوند، این مکان قبل 3 مناره داشته است که دور قبر شمس را گرفته بوده است. هر 3 مناره ارتفاع 15 متری داشتمد و هم شکل هم بوده اند. نوع معماری اسن مناره ها از نوع معماری سلجوقیان است که نمونه هایی از آن را در کرمان می بینیم. بر طبق روایت، شاخ ها و جمجمه ی گوچ های موجود در بدنه ی این مناره که سراسر آن را پوشانده است، حاصل شکار یک روزه ی شاه اسماعیل اول بوده است. این مناره ها به نوعی قدرت شاه را در جنگ و شکار نشان می داده اند. 2 مناره از این 3 مناره امروزه از بین رفته است و امروزه تنها یک مناره از آنها باقی مانده است.

شکل مناره به صورت استوانه ای است و از آجر و سر گوچ های شکار شده ساخته شده است. داخل این مناره پلکانی دوار قرار دارد که به بالای مناره می رسد.

مناره شمس تبریزی

مناره شمس تبریزی

مقاله مرتبط : خوی، شهر زیبای آفتابگردان

شمس تبریزی که بود؟

محمد بن علی بن ملک‌داد تبریزی ملقب به شمس تبریزی از صوفیان عارف و شاعر ایرانی در صده های ششم و هفتم هجری است که مریدان بسیار زیادی داشته و مقالات وی پس از مرگش توسط مریدان جمع آوری شده و به صورت کتابی در آمده است. او در سال 582 هجری به دنیا آمده است و در سال 645 هجری از دنیا رفته است.

نحوه زندگی

نحوه ی زندگی شمس تبریزی تا پیدا شدن مطلب و شواهدی درباره ی شمس در کتاب مقالات شمس ، مجهول بود. بر اساس ابتدانامه سلطان ولد فرزند مولوی و رساله سپهسالار می توان پی برد که دلیل مجهول بودن نحوه زندگانی و پیشینه ی شمس تبریزی به چه علت بوده است. بر اساس نوشته های موجود در این کتاب ها چیزی که مشخص می شود، گوشه نشینی شمس و علاقه ی او از پنهان ماندن از شهرتی بوده که کسب کرده بوده. شمس بسیار علاقه مند بوده و سعی داشته تا خود را در پرده ی اسرار نگه دارد و راه و رسم زهد و عرفان هم همین است.

با پیدا شدن کتاب مقالات شمس ، اگرچه وی در آن به شرح خود و پیشینه اش نپرداخته است، ولی بر اساس توضیحاتی که وی از اطرافیان و افراد مختلف به مناسبت های گوناگون داشته است، می توان تا حدودی از نحوه ی زندگی شمس رمزگشایی کرد.

پشینه و نسب شمس

شمس از پدر و مادر خود کمتر سخن گفته است و توصیفاتش تنها مختصر توضیحی از آنها است. بر اساس گفته ی شمس، پدر و مادرش با او بسیار مهربان بوده اند، به گونه ای که او را نازپرورده کرده بودند. او درباره ی پدرش چنین گفته است که: پدرم مرد بسیار نیکویی است ولی عاشق نه. عاشق بودن با نیکو بودن متفاوت است. پدرم از من بی خبر بود و من در شهر خودم بیگانه و غریب بودم.

شمس تبریزی در محضر استادان بسیاری علم آموخته است و در کنارشان به سیر و سلوک پرداخته و در سایه ی پیران طریقت روح خود را تجلی بخشیده است. از این اساتید در کتاب شمس به اشخاصی چون شمس خونجی، پیر سله باف و پیر سجاس اشاره شده است. وی از بزرگان بسیاری در عصر خود تاثیر پذیرفته است. بزرگانی که نامشان در کتاب شمس آمده است به شرح شهاب هریوه، فخر رازی و … هستند.

آرامگاه شمس تبریزی

آرامگاه شمس تبریزی

مقاله مرتبط : شهر خوی با جاذبه گردشگری و سوغاتی های بسیار متنوع

شمس مولانا

شمس تبریزی از ابتذا شیفته ی سفر کردن و آموختن بود. او که شهرتی کسب کرده بود، افرادی که او را می شناختند، او را پرنده ای سبک بال می نامیدند. چرا که بسیار سفر می کرد و در یکجا ماندگار نبود. بر اساس نوشته های شمس و مولانا و و برطبق روایت ها و اسناد تاریخی ، شمس تبریزی در سال 623 هجری شمسی به قونیه ی ترکیه مشرف شد. در آن زمان، مولوی که از اهالی شهر قونیه بود ، شهرت و پیروان بسیاری در قونیه داشت و یکی از بزرگترین فاضلان و اندیشمندان بلاد ترک شمرده می شد. مولوی پیش از دیدار با شمس تبریزی، در 4 مدرسه ی مختلف در حال تدریس بود و علوم دینی را به گونه ای تدریس می کرد که همگان را شیفته ی خود کرده بود.

با ورود شمس و دیدار با مولوی، اتفاقی بسیار بزرگ در زندگی مولوی افتاد. از این دیدار تاریخی بودکه مولوی لباس تدریس را از تن در آورده و لباس مریدی بر تن کرد. او چنان عاشق شمس و علم و ادبش شده بود که گویی خود را دانش آموزی مبتدی در نزد شمس می دید. این موضوع سبب به وجود آمدن کینه ورزی ها و دشمنی ها از سوی پیروان مولوی نسبت به شمس شد. تا حدودی این کینه ورزی ها ادامه پیدا کرد که شمس تبریزی تصمیم به ترک قونیه گرفت و پس از 16 ماه اقامت در شهر ، بدون خبر و در سکوت شهر را ترک کرد. این موضوع مولوی را در غمی بی اندازه غرق کرده بود و این موضوع را در شعرهایی که می سرود به وضوح می توان خواند و لمس کرد.

دیدار مجدد شمس و مولانا در قونیه

سر انجام نوشته ای از جانب شمس به مولانا رسید که بر طبق آن نامه، شمس در شام اقامت داشت. مولانا به هیچ درنگی فرزند خود سلطان ولد را راهی شام کرد تا با همراهی 20 نفر، شمس را با جلال و احترام به قونیه بازگردانند. هنگامی که این اتفاق افتاد، شوق و غروری زایدالوصف وجود مولوی را فراگرفت. اما این وضع اینبار کوتاهتر از بار اول شد. چرا که کینه ورزی ها بیشتر شمس را هدف گرفته بودند. اینبار شمس به مولانا خطاب کرد که: اینبار که ترک کردم این دیار را ، لطفی کن و دیگر بار به سراغم نفرست. به سلطان ولد نیز گفت که من اینبار چنان می روم که کسی از من باخبر نباشد و سال ها نشانی از من پیدا نکنند.

داستان شمس و مولانا در این مکان

نقل است که مولانا سالها پس از ترک قونیه توسط شمس و سالها هجران و دل آزردگی، در میابد که شمس در شهر خوی زندگی می کند. بنابرین شتابان خود را از قونیه به خوی می رساند و وقتی به این مکان می رسد، شمس را در بالای مناره میبیند. وقتی به بالای منار می رسد، شمس را در پایین مناره می بیند. این ماجرا چندین بار تکرار می شود تا اینکه مولوی حقیقت ماجرا را دانسته و اندوهگین مزار شمس را ترک می کند.

پاسخ دهید