بازنشانی گذرواژه

ثبت نام املاک
برای فعال کردن زوم کلیک کنید
بارگیری نقشه ها
ما هیچ نتیجه ای پیدا نکردیم
نقشه باز
جستجوی پیشرفته
Your search results
1398/11/24

سفری به قلب جاذبه های گردشگری قزوین، پرجاذبه ترین شهر ایران زمین

جاذبه های گردشگری شهر قزوین

کاروانسراهای قزوین

قلعه های تاریخی قزوین

آرامگاه های گردشگری قزوین

عمارت عالی قاپو قزوین

عمارت چهلستون قزوین

گرمابه های قزوین

بازار قزوین

دروازه تهران قزوین

عمارت شهرداری قزوین

خانه های تاریخی قزوین

مساجد تاریخی قزوین

آب انبارهای قزوین

جاذبه های گردشگری قزوین

همراهمان باشید در این سفر کوتاه برای قزوین شناسی و آشنایی با جاذبه های گردشگری قزوین بر فراز این مرز و بوم کهن ، هم صحبت سیمرغ ، همسوی جاده ابریشم و عتیق ، نظاره گر رنگین موج و مرجان. حال ای خورشید بتاب تا از تلآلوع تو فلاتی بدرخشد تا چشم ها به امید نور تو آرام بگیرند و دست ها به شوق حضورت در سعی و تلاش باشند.

شما را به سرزمین هزاران ساله ی کهن رهنمون می شویم. سرزمینی که یونانیان در قدیم راژیا می خواندند و امروزه قزوین نامیده می شود ، نامی که بدون شک از کاسپین گرفته شده است.  قزوین شهری پرنفس و آباد که تاکستان هایش پیوسته لبخندی عقیقی دارند ، دست در دست مهربانی و هنر.

قزوین امروز شهری است تازه ، نو و روز آمد. شهری به شبکه ای از خیابان ها که مانند رگهای شهر عمل می کنند و موجب حرکت و جاری شدن مرد شهر در وسعت این شهر می شوند و خانه های سلول های حیات و گنجینه ی شهر هستند. شهری که یادگر گذشتگان بسیار در دل دارد. شهر قزوین شهر گردشگران است. گردشگرانی که از کرانه های دور می آیند تا خاطره های شهر را از نزدیک ببینند و بشنوند. آنان که از دروازه های نو می گذرند و پای در محلات می گذارند. قصریاب جامعترین پلتفرم گردشگری در زمینه اجاره سوئیت در کل کشور ، مقدم تمام گردشگران را گلباران خواهد کرد.

 

اجاره سوئیت در قزوین

جاذبه های گردشگری قزوین : کاروانسراها

منطقه الموت را بهشت باستانشناسان می نامند. راه های ایران با حکمرانی حکومت صفوی، کاروانسراهای بسیاری را در کنار خود به وجود آورد. هر کاروانسرا مانند شهری آباد و مجلل بودند. و قزوین که دارالسلطنه ی نخست بود، بهره مند تر از این هنر نو بود. راه ها دراز بودند و نمی شد که تمام راه را در یک نفس طی کرد و هر مسافری شب را می ایستاد تا خستگی در کند و صبح بار و بندیل خود را جمع کند تا خود را به راه بزند و به مقصد برسد.

این کاروانسراها گاه جایی مناسب برای تبادل کالاها و تجارت به دور از شلوغی های بازار بودند. همچنین محل دیدارهای کاروانها و تبادل آرا در امور مهم هم به شمار می رفتند. قزوین در میانه ی راه ها ایستاده است و صدای کاروان های بسیاری را شنیده است و برای همه ی مهمان های در این راه ها ، مهمان خانه ها ساخته بودند. هنوز در این راه ها نشان ها نقل از گذر و استراحت کاروان ها هست.

کاروانسرای محمدآباد

این کاروانسرا در حد فاصل قدیمی قزوین و بوئین زهرا و در 27 کیلومتری قزوین قرار گرفته است. این کاروانسرا که از روزگار صفوی به جای مانده است، دارای 4 ایوان است و رواق ها و دالان هایی این ایوان ها را فرا گرفته و منظومعه از نقش و تقارن به وجود آورده اند که چشمان را به دیدار می خوانند. وقتی از بیرون به این بنا نگاه می شود، طرحی 5 ضلعی با 4 برج مدور دیده می شود.

سردر ورودی که در ضلع جنوبی این بنا قرار دارد، با یک هشتی بزرگ که گنبدی بزرگ بر فراز آن قرار دارد، به حیاط ، دهلیزها، اتاق ها و نماهای دور تا دور پیوند خورده است. اینجا خاطره مسافرانی است که در بین راه ایتاده اند تا خسنگی در کرده و گرد راه را از چهره ی خود بردارند. کاروانسرایی که میزبان بسیاری از تجار غرب و شرق بوده و حجره هایی که داستان های افراد و مسافرین بسیار شنیده است، امروز در خاموشی به سر می برند. در روبروی هر اتاق، ایوانکی و در پشت اسطبل قرار دارد.

کاروانسرای محمد آباد

کاروانسرای محمد آباد

کاروانسرای هجیب

این کاروانسرا از جمع جاذبه های گردشگری قزوین ، در مسیر قزوین به اصفهان و در فاصله ی 48 کیلومتری حاده ی بوئین زهرا به ساوه ، کاروانسرای هجیب قرار دارد که عمر آن به دوره ی صفوی می رسد و یکی ار بهترین و کاملترین کاروانسراهای ایران است. کاروانسرای هجیب 5850 متر مربع مساحت و 36 حجره دارد که این کاروانسرا را به یکی از وسیعترین و بهترین محل اقامت در کشور ایران تبدیل کرده است. به نوشته ی شاردن، این کاروانسرا از سوی زینب بیگم مادر شاه عباس اول با هزینه ای معادل 4000 تومان ساخته شده و با بناهای الحاقی اش از جمله 2 باغ ، 2 آب انبار و 1 گرمابه، بهترین و مجلل ترین کاروانسرای قزوین به شمار می آمده است.

کاروانسرای هجیب

کاروانسرای هجیب

آن روز زینب بیگم خواست تا در این ریگزار، خشت روی خشت بگذارند و اینجا را تبدیل به کاروانسرایی کنند که نادره ی دوران باشد. سردر بزرگ و باشکوه ورودی در ضلع غربی قرار دارد که طرفین آن را 2 طبقه ساخته و با طاق نماهایی زیبا آن را تزئین کرده اند. آنچه اقامت در این کاروانسرا را جذابتر و دلنشین تر می کرده است، بنای آجری 8 ضلعی است گه در وسط حیاط کاروانسرای هجیب قرار گرفته است. بنایی از 4 طاقی متصل به هم با قوس جناقی که گنبدی عرقچینی با آجرکاری بسیار زیبا دارد. این کاروانسرا که اکنون مانند سایر کاروانسراها به پیری رسیده است، به دست مرمت کاران میراث فرهنگی در دست تعمیر و مرمت است.

جاذبه های گردشگری قزوین : قلعه ها

قلعه الموت

به الموت بیا سرزمینی زیبایی که تاریخ و افسانه هایش هنوز برپا ایستاده است. الموت بخشی از آبریز کاسپین است و قرار یافته در شمال و شمال شرقی قزوین ، با مردمانی که به فارسی ، تاتی ، گیلکی و مازنی صحبت می کنند.نام الموت با نام یک تن پیوند خورده است. ایین فرد حسن صباح است که او را خداوندگار الموت می خوانده اند. مردی که چشم و گوش همه ی یاران به فرمانش بود. حسن بن علی بن محمد بن جعفر بن حسین بن محمد صباح که اورا حسن صباح خوانده اند که از اهالی ری بود و تولدش در سال 464 ه ق و مرگش را در سال 516 ه ق در تاریخ ثبت کرده اند.

او ابتدا در نیشابور تحصیل کرد و سپس از ایران به مصر رفت و به خلفای فاطمی مصر پیوست و پس از جدایی از آنها به ایران برگشت و فرقه ی خود را تاسیس کرد.  .نگاشته اند که حسن صباح به تاریخ 482 ه ق به الموت آمده است و بر تیغ قله ی این کوهستان آشیان ساخته و اقامت گزیده است. الموت ایستاده در شمال آبادی گازور خان با پرتگاه های مخوف با خندق های سنگی و انبار های پر از آب و آذوقه. اسماعیلیان به الموت آمدند ، از آن سال تا فرو ریختن دیوار های قلعه الموت و تا 172 سال در این منطقه و قلعه حکومت و زندگی کردند.

قلعه الموت

قلعه الموت

سقوط قلعه و خدمت عطاملک جوینی

مغولان آمدند ، کشتند و سوزاندند و بردند و هر آنچه بر برگ ها، تاریخ این سرزمین را به عشق و رنج نوشته بودند ، مردان هلاکو به آتش کشیدند و کتابخانه ی نفیس آن برگ برگ نابود شدند. البته در آن زمان سخت و پیش از آن که الموت مانند سایر قلعه های اسماعیلیان نابود شود ، مردی نزد هلاکوخان سردار فاتح مغولان رفت و از هلاکوخان برای امری اجازه خواست تا به قلعه برود. وقتی هلاکو سخنان عطاملک جوینی که نویسنده ای فرزانه بود کمی اندیشه کرد و به او اجازه این کار را داد. جوینی با شوق از خندق ها و دیوار ها گذر کرد و به قلعه رسید.

عطاملک خوب می دانست که اگرچه این قلعه خار چشم حاکمان شده است اما کتابخانه ای با کتب و نوشته های بسیار ارزشمندی در دل این قلعه نهفته مانده است. عطاملک شرح لحظاتی که در کتابخانه بوده است را چنین آورده است که ، به مطالعه کتاب ها رفتم و کتب و نوشته های ارزشمند و آلات رصد را بیرون آوردم و آنچه بی ارزش بود را رها کردم و سوزاندم. و اینگونه بود که عطاملک جوینی کتابخانه ی الموت را تا حدودی از نابودی نجات داد. عطاملک جوینی در کتابش الموت را این چنین وصف کرده است که کوه الموت مانند شتری زانو زده و گردن در زمین نهاده است. این قلعه مهمترین در بین جاذبه های گردشگری قزوین در خارج شهر است.

قلعه لمبسر

لمبسر از مهمترین قلعه های اسماعیلی بود و از مهمترین جاذبه های گردشگری قزوین به جای مانده از آن عصر است. در دوره ی سلجوقی بینظیر و پر ابهت بر بلندای کوه ایستاده بود. تا آنجا که واپسین فرمانروای الموت در سال 654 ه ق هلاکو را تاب نیاورد و این پایان فم بار عقابان البرز بود. اگرچه کاوشگران بر دامنه ی این قلعه یافته هایی را از دوره ی ساسانیان پیدا کرده اند ولی ابهت و اقتدار این قلعه هم به خاطر حضور عقابان دشت الموت است. این قلعه یکی از اقامتگاه ها و قلعه های فداعیان حسن صباح بوده است. زیبایی های این سرزمین را می توان در ویرانه های امروزی اش هم جست و جو کرد.

قلعه لمبسر

قلعه لمبسر

قلعه ی سمیران قزوین

قلعه ای بازمانده از دورهی سامانی و در کنار دریاچه ی سپیدرود و بر فراز تپه ای سنگی که رور قزل اوزن از کنارش می گذرد. در روزگاران دور در گرداگرد قلعه دیوار هایی تو در تو ساخته بودند تا صنعتگران و هنرمندان در آن به آسودگی و راحتی عمر خود را بگذرانند و آنچه را که باید بیافرینند. قلعه ی سمیران نزدیک به 2 قرن از قلعه های اسماعیلی بوده است. اگرچه این قلعه امروز ویران شده است ولی در گذشته جان سربازان و صنعت گران بسیاری را نجات داده است.

قلعه سمیران از قلعه های بسیار مهم ایران و قزوین به شمار می رفته است و در بین اهالی این منطقه از اهمیت به سزایی برخوردار است. اهالی این منطقه این قلعه را با نام های شمیران و سمیران می نامند. پیشینه ی این قلعه را به قبل از اسلام نسبت داده اند و در طول سال های صده ی چهارم هجری محل حکومت کنگریان بوده است. طرح کلی بنای قلعه به شکل مستطیل است و ارتفاع برج ها و دیوارها نزدیک به 15 متر است. در دیوار شمالی قلعه ، 2 برج وجود دارد که در قسمت بالایش پنجره های بزرگ مستطیل شکل با قوس نیزه دار هستند که از آنها بیشتر برای نگهبانی پایین قلعه استفاده می شده است. این قلعه در نزدیکی روستای بهرام آباد از توابع طارم قرار دارد و سالانه گردشگران بسیاری برای بازدید از این جاذبه های گردشگری قزوین به این منطقه می آیند.

قلعه سمیران

قلعه سمیران

برج های ساسان

از دیگر سازه ها و جاذبه های گردشگری قزوین در دیار قلعه سمیران ، برج های ساسان است است. این سازه ها تشکیل یافته از برج های 8 ضلعی هستند. بنا شده در غرب قلعه ی تاریخی سمیران. در سال 24 ه ق خیل عظیمی از مردمان از شن های بادیه عبور کرده و به این دیار آمدند. به سوی کاسپین پر نعمت و خرم که اعراب این شهر را کاسپین شهر دروازه های بهشت نامیدند. در عصر حاضر نیز گردشگران برای آشنایی و درک زندگی گذشتگان به بازدید از این جاذبه های گردشگری قزوین می آیند.

یرج های دو گانه ی خرقان

در حوالی حصار در 30 کیلومتری شهر آبگرم آرامگاه هایی ارجمند و برج های 8 ضلعی زیبا قرار گرفته اند. شاهکار هنر و معماری سلجوقی با کتیبه ها و دیوار نگاره ها که از خصوصیا برج های خرقان هستند. این جاذبه های گردشگری قزوین از جمله آثاری هسند که  زیباییشان بیشتر از چشم گردشگران به دور می ماند.

جاذبه های گردشگری قزوین : آرامگاه ها

از دیگر جاذبه های گردشگری قزوین دو آرامگاه مهم به شرح زیر هستند :

بقعه ی امام زاده حسین بن علی بن موسی الرضا (ع)

این بارگاه متعلق به عصر صفوی است با بقعه ای 8 ضلعی. هرجا که مهربانی و معصومیتی باشد حتما زیبایی و معجزه هم در آن خواهد بود. عشق بازی و دست نیاز را هر روز در این مکان می توان دید. این به دلیل مشکل گشایی هایی است که از این بزرگوار دیده شده است و عاشقان را همه روزه به سمت خود می کشاند. بازدید و زیارت این امام زاده عزیز برای هر گردشگری که به شهر قم پای کی گذارد بسیار توصیه می شود. این مزار در قزوین از دیرپای ترین مزارهای موجود در پهن دشت ایران زمین است. حسین بن علی بن موسی رضا (ع) بر طبق روایات و نوشته فرزند خورشید خراسان است که در خردسالی در شهر قزوین چشم از جهان گشود و در این دیار آرمید.

بقعه امام زاده حسین بن علی بن موسی الرضا

بقعه امام زاده حسین بن علی بن موسی الرضا

قبل از شاه طهماسب تا دوره قاجار

در این زیارتگاه هرچه هست رسم دیدار است که زائر را امید می دهد ، دلش را آرام می کند و نفسی دوباره به روحش می دهد. آن روزگار که قزوین نام آور شد و نشان پایتختی بر سینه اش نشست، بنای امامزاده حسین نیز جامه ای نو بر تن کرد و غبار سالیان را از چهره اش کشید. شاه طهماسب قزوین را به پایتختی برگزد و بنای بقعه ی امامزاده حسین نیز تجدید بنا شد.

این بقعه که امروز در چشمان زائرین و گردشگران قزوین می درخشد، حاصل یک عهد و یک دوره ی خاص نیست بلکه اینجا نقش خانه ای از روزگاران است. اینجا عهدخانه ی روزگاران است و از هر عهد نقشی در اینجا به یادگار مانده است.بنایان ، کاشی کاران و آیینه کاران بسیاری از عهد صفوی تا روزگار قاجار در هر دوره به دستور حاکمان زمان و به فرمان دیا خویش دست به کار شده اند تا نقشی زیبنده ی ارادت مردم قزوین بسازند.

مرمت بقعه

در دوران قاجار و همزمان با حکومت فتحعلی شاه، گنبد مزار دچار ریختگی و خرابی شد و نیازمند مرمت و بازسازی بود. ناصرالدین شاه پس از بازدید و زیارت این بنای شریف نسبت به بازسازی و مرمت دستور کرد و در سال 1307 هجری قمری به دستور علس اصغر امین السلطان صدراعظم وقت و با یاری باقر سعدالسلطنه که در آن زمان حکمران قزوین بود، بقعه ی امام زاده مرمت شد و صحن قبلی را ویران کردند و صحنی جدید را به جای آن ساختند. و در همین دوره بود که ایوانی پیشاپیش بقعه با کاشی کاری بسیار زیبایی با رنگ فیروزه ای و طلایی و آیینه کاری چشم نواز ساخته شد. همت هنرمند آیینه کار یعنی حاج محمدباقر امینی در این تکه های آیینه تا بینهایت روزهای آینده تکثیر می شود.

اینجا آثارخانه ای است از گنجینه ی هنرهای ایرانی. در سال 1318 هجری قمری بود که حاج محمدباقر امینی کاشی کاری های این امامزاده را تعمیر و نو ساخت اما آنچه به خانه حرمت میبخشد، اعتبار صاحبخانه است. صاحبخانه که بزرگ باشد، خانه هم بزرگ می شود و بزرگی رسم بزرگ کردن دل و جان است. دلی که بتواند میزبان nل های دیگر شود و صبور دردمندان باشد. بزرگی یعنی آیینه بودن تا هرکه گم کرده ی خویش را در آیینه بیابد.

این صحن و سرا خلوتگاه ساتران این دنیاست و از دوره ی صفوی اینجا مدفن شاهان و شاهزادگان و بزرگان بوده است. و اینجا مقدس جای قزوین است که در طول زمان هر دل رنجیده و شوریده ای را از هرجای این سرزمین برای آرام گرفتن به خود جذب کرده و آرامشی به آن بخشیده که وصف کردنی نیست. چراغی که از دیروز های برای امروز در اینجا روشن است، چراغ امید یک شهر است.

آرامگاه حمد الله موستوفی

و اما حمد الله موستوفی مولف تاریخ گزیده ، نزهت القلوب و ظفرنامه که اینک در خانه ی ابدی خود در محله ی ملک آباد آرام گرفته است. این ارامگاه در سردابی است که روی آن سازه ای مربعه قرار گرفته است. این بنا از آجر چیده شده است و گنبدی فیروزه ای و مخروطی و کتیبه ای زینت یافته به سوره ی مبارک انسان با خظ ثلث با گچبری زیبا بر روی گنبدش تشکیل یافته است. حمد الله موستوفی در ظفرنامه نگاشته است که هنگام حمله ی مغول ها ، قزوین بیش از یک میلیون جمعیت داشته است. آری قزوین شهر زیبا و آرمیده در دل تاکستان ها و باغستان ها ، شهر گل سرخ و یاسمن در گذشته این گونه بوده است.

نخستین تاجران و سفیران فرنگ که به ایران آمدند ، در گذر از این دیار قزوین را شهری آباد و درخشان را دیده اند. شهری که قبل از اصفهان بزرگ ، تخت گاه شاهان بزرگ ایران بوده است.

خیابان سپه

زمانی که باغشهر قزوین و جاذبه های گردشگری قزوین امروزی را شاه طهماسب اول ساخت، در میانه ی راه خیابانی طولانی کشیده شد. این خیابان را نخستین خیابان کشور می دانند. این خیابان شاهرگ قزوین است که یادآور زندگی مردمان دیروز و مردمان عصر امروز است. رضاخان میرپنج از این خیابان عبور کرد تا به تهران برسد و رضاخان سردار سپه شود. خیابان سپه هنوز زنده است ، پیش می رود و جاری است تا به عمارتی که تنها یادگار دردگاه دوران صفوی است وعالی قاپو نامیده می شود می رسد.

عالی قاپو قزوین

شاه تهماسب در آن سوی نگارین ها و نقش ها و رنگ ها به ساختن سر در عالی قاپو که از جاذبه های گردشگری شهر قزوین می باشد، همت گماشت و بر روی نخستین خیابان طراحی شده ی ایرانی این بنا را تماشایی ساخت. سردر امارت عالی قاپو، ایوان بلندی است که با 3 ردیف طاق نما و در اطراف گوشواره هایی با ستون نماهای آجری در 2 طبقه که تماشاگه سردر را تکمیل می کنند.

بر بلندای دروازه، کتیبه ای است به خط علیرضا عباسی، هنرمند چیره دست اثر صفوی که به دستور شاه عباس اول و درباره ی او بر روی کاشی نقش شد. عالی قاپو، دارالسلطنه ی قزوین حتی در روزگاری که اصفهان پایتخت شده است و شاه عباس بر مسند حکومترانی صفویان نشسته است، هنوز اعتبار خود را دارد و آنجا که شاه به رزم می رود، قزوین اقامتگاه حکومتی و محل دیدارها است. این عمارت فراز و فرودها، آمدن ها و رفتن ها و ایستادن ها و نشستن های بسیاری را گاه در رخت پادشاهی و گاه در لباس رعیت شاهد بوده است. اگرچه حکومت صفوی همواره حامی رعیت بوده است و از بر تخت نشستن شاه اسماعیل تا آوارگی آخرین پادشاه صفوی یعنی شاه اسماعیل سوم و پناهندگی های چند باره ی او به کریم خان زند بوده است.

عمارت عالی قاپو قزوین

عمارت عالی قاپو قزوین

چهلستون قزوین

این بنا نشیمن گاه خاص شاه تهماسب بود و امروزه ، موزه تاریخی قزوین که مهمترین در میان جاذبه های گردشگری قزوین می باشد، در آن جای گرفته است. قزوین اگرچه دیگر دارالسلطنه نیست اما هنوز ارج و احترام خود را دارد. در دگرگونی حاکمان و سلسله های صفوی، عمارت ها و باغ ها غارت شده اند تا در دوره ی قاجارایه سعدالسلطنه حاکم قزوین دست به بازسازی این عمارت میزند و از آن روز به بعد نام این عمارت چهلستون می شود. چهلستون عمارتی 8 گوش در 2 طبقه است که در وسعت تقریبی 500 متر مربع بنا شده است.

چهلستون قزوین

چهلستون قزوین

این بنا مانند نگینی در وسط باغ بنا شده است و رواقی با ستون های آجری و قوس های نیم دایره ای آن را دربر گرفته است و ایوانی با ستون های چوبی بر بالای آن قرار دارد. در طبقه ای که بالا قرار دارد ، سقف خنچه پوش است و دیواره ها نگارستانی است از نگاره گری های ایرانی و مجموعه ای که به نشانی از مکتب نگارگری قزوین تبدیل شده است. و آنطور که ناقلان تاریخ در دست نوشته های خود به یادگار گذاشته اند، هنرمندانی چون میرزاعلی نقاش ، مظفرعلی نقاش ، علی اصغر کاشی ، عبدالجبار استرآبادی و رضا عباسی دیواره های درونی  بیرونی این امارت را آراسته اند.

موزه خوشنویسی چهلستون قزوین

چهلستون قزوین آثارخانه ی هنرهای ایرانی است. این عمارت از سال 1337، میزبان شاهکارهایی خوش نویسی از سراسر ایران بوده است تا نگهدار و گنجینه دار آثار خوشنویسی نفیس ایرانی باشد. آسمان خوشنویسی قزوین با نام های بسیاری می درخشد. میرعماد حسنی ، محمد عمادالکطاع ، ملک محمد قزوینی و درویش عبدالمجید طالقانی بزرگانی هستند که شاهکارهای خوشنویسی کشورمان را به نام خود ثبت و خلق کرده اند. گوهر به گوهر یک اثری درخشان و یادگار نام هنرمندان بزرگ مرد که اینک در پشت جعبه های شیشه ای به منظر نمایش درآمده اند. هر یک نشانی هستند که چیزی را یادآوری می کنند و گردشگران را به تماشا می خوانند.

نگاره های داخل این امارت خود نشان از نشان از گذر روزگاری بودع است که در هر دوره ای نقشی بر آن ها افزوده شده است و چهل ستون خود به گنجینه ای از نگاره های ایرانی و جایی که هنروران سنتی هنر خود را به جای گذاشته اند تبدیل شده است. قزوین پایتخت خوشنویسی ایران زمین است و بیش از شهر دیگری هنرمندان بزرگ و نامدار و صاحب سبک با اثرهای یادگار دارد. بازدید از این بنا در قزوین بیش از هر جاذبه ی گردشگری دیگری طرفدار دارد و جذابیت بیشتری برای گذراندن وقت برای هر مسافری که به پایتخت خوش نویسی می آید دارد.

جاذبه های گردشگری قزوین : گرمابه ها

سری به گرمابه های قزوین از مجموعه جاذبه های گردشگری قزوین بزنیم و چه خوب است که ابتدا به سراغ گرمابه ی قجر برویم. گرمابه های بازمانده از دوره ی صفوی که امروز موزه ی مردم شناسی این شهر شده است. چه عبارت ساده و عمیقی است ، عبارت موزه ی مردم شناسی !

اینجا از کهن ترین گرمابه های قزوین است. در تاریه 1057 هجری قمری و به وسیله ی امیرخان قاجار قزوینی که یکی از سرداران بزرگ شاه عباس صفوی ساخته شده است. در ابتدا این حمام را حمام شاهی می نامیدند اما امروز این حمام به نام خاندان قاجار خوانده می شود. در این تماشاگه ، رسم دیگری از زندگی قزوینیان به روایت درآمده است. رسم به آب شستن و آب شدن.

حکایت این حمام با نام هایی همراه شده است. پایه گذاری به دوره ی صفویه در محلی که عبید زاکانی در آن زیسته و باریده و در میانه ی کوچه های پیچ در پیچ و خانه های قدیمی ، در کنار بازارچه و مسجد آقا کبیر. امروز این حمام به نام ایل بزرگ قجر شناخته می شود. اینک این یادگار، تماشاگه و آثارخانه ای شده است تا روایت گر فرهنگ و نحوه ی زندگی مردمان قزوین باشد. اینجا موزه ای شده است تا نقل کننده ی زندگی در روزگاران گذشته باشد.

گرمابه قجر قزوین

گرمابه قجر قزوین

حجره های داخل حمام

در یکی از حجره های این حمام بزرگ روایت انگور هایی است که مانند یاقوت در زمین های تاکستان می درخشند و تا کنون نشان داده اند که به برکت وجود این یاقوت ها، مردمان این شهر از همت و تلاش سرشار و دستانی بخشنده دارند.

در حجره ای دیگر اما روایتی دیگر از شهر و مردمان جاری است. روایت از زنانی که صبحگاه به صبحگاه به نزد گاوهایشان برای دوشیدن شیرهایی گوارا می آیند تا از ظرف هایی به ظرف های دیگر ، ماست ، چکیده ، پنیر و دیگر فرآورده ها تهیه کنند. هنوز طمع صبحانه هایی که بر سفره های صبحگاه بود بر زبان جاری است.

در حجره ای دیگر ، این سرنا و دحل هستند که نشان از اسباب پخش نوای شادمانی در قزوین دارند. خوب که دل بسپارید، صدای نشاط و شادی برایتان تجلی خواهد شد.

حجره های محصولات کشاورزی، آداب و رسوم و صنایع دستی

در یکی از حجره ها نشانه هایی از یک سنت دیرینه در قزوین را می توانید. سنتی که مربوط به انار و شب چله و داستان پردازی های مادربزرگ ها برای نوه ها و فرزندان و فرستادن خانچه ها برای نو عروسان می شود.

هنرهای دستی با آهن از دیگر هنرهای دست هنرمندان در گذشته و امروز است که سوژه دیگر حجره موجود در این حمام تاریخی است.

از هر صنف و هر خانواده و از کوچک و بزرگ، گذر همه به اینجا می افتاده و سروکار همه با دلاک و سلمانی بوده است. دستی اگر میشکست، دلاک بر آن مرهم می بست و فرزند نو رسیده را دلاک و سلمانی سنت می کرد و دندانی اگر طاقت صاحب دندان را تمام می کرد، این دلاک و سلمانی بودند که با کلبطین دندان را می کشیدند و در شب های جشن و عروسی دلاک و سلمانی راهنمای مراسمات بودند. چنان شهر فرنگی از همه رنگ، تماشایی و پر آب و رنگ.

بازار قزوین

به بازار و سراهای قزوین بیایید تا همچون هر گردشگری از ترکیب زیبایی معماری اش حیران بمانید. بازار با طرح های هندسی شکوهمند پیوندی دیرینه دارد و شما را از روزنه ها به ازدحام مردمان دعوت می کند. در دل این بازار سرای سعدالسلطنه قرار گرفته است که به دستور سعد السلطنه حاکم وقت قاجاری ساخته شده است و ارزشمندترین قسمت بازار چهار سوی آن است. ایجاد شده از تقاطع قائم 2 راسته که  بر فراز آن گنبدی بزرگ نهاده شده است. در دل کارگاه های هنر این بازار هنرمندان بسیاری با دستان پرتوان با عشق خود آثار نگارگری ، تذهیب ، مرقع ، منبت ، خوش نویسی ، قلم زنی ، قالی بافی ، کاشی کاری ، اسلیمی و شاه عباسی را خلق می کنند.

بازار قزوین

بازار قزوین

اهمیت بازار قزوین

هر شهری با بازارش شناخته می شود. بازار قزوین بدون شک از گذشته ی دور ، قبل و بعد از دوره ای که قزوین پایتخت ایران بوده است، رونقی نو به پیشرفت و آبادانی قزوین داده و روزی رسان هر روز روزگار بوده است. بی شک هر شهری به رونقش و حیات مردمان با داد و ستدشان زنده است. ایران پس از سالیان آشوب و تلاطم در سایه ی آرام یک حکومت شیعی قرار یافت و قزوین مرکز این حکومت شد. آن روزها که صفویانی همچون شاه طهماسب قزوین را مانند یک پایتخت بنا می سازند، برای قزوین تازه پایتخت شده، طرح امارت های نو را می ریزند.

از مسجد و باغ گرفته تا چهلستون و عالی قاپو و در این میان بازاری که مرکز داد و ستد صفوی باشد. برای حکومت صفوی که در پی تجارت های بزرگ بود، صفویانی که میزبانان تجارن بسیاری از شرق و غری عالم بودند، بازار از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. از همین رو است که بنیاد درگونی بازار قزوین را باید در دوره ی صفوی پیدا کرد. اگرچه ریشه ی بازار در این شهر دیرینه و دیرپاتر است. همت و نلاش را باید از این مردم یادگرفت که چگونه خواب شیرین صبحگاه را برخود حرام کرده اند تا در پی روزی حال تلاش کنند.

کاروانسراهای بازار قزوین

در کنار بازار کاروان سراهای متعددی ساخته شده است که پس از گذر ایام نشانه های آنها هنوز هم هست، کاروانسراهایی مانند کاروانسرای سعدالسلطنه. در آن روزگار، پارچه برجسته ترین کالا به شمار می رفت. در روزگار صفویه ، ایران به تولید و فروش پارچه های الوان و ابریشمی شهرت داشته است. ابریشم از شمال می آمد و روبه یزد ، اصفهان و قزوین به کارگاه های پارچه بافی می رفت و پس از تبدیل شدن به کالای نهایی به قزوین بازمی گشت و به نقطه نقطه ی جهان صادر می شد.

اگرچه بازار قزوین سابقه ی دیرینه دارد اما در دوره ی صفویه جامه نو کرد و بزرگ شد. پس از صفویه و زمانی که بازار زخم های بسیاری دیده بود و کهنه شده بود ، در دوره ی قاجار دگرگون شد. در آن دوره بازار قزوین وسعت یافت و جامه نو کرد و آنچه امروز پیش رو است، همانی است که در دوره ی قاجار سامان گرفته است.

راسته های مهم بازار قزوین

بازار قزوین همچون سایر بازار های شهرهای ایران، راست ها و بازارچه ها دارد که هر کدام شهره به صنفی هست که در آن فعال بوده و هست. قیصریه در بازار قزوین از نامدارترین آن هاست که جایگاه صنعتگران و سازندگان بوده و هست. از شاهان صفوی تا تاجران معتبر در کار تجارت پارچه بوده اند. طبق گفته ی راویان، کالاهایی جنگ افزار ، کاشی و چینی های مرغوب ، دست ساخته هایی از چرم ، مینا ، جواهر ، رنگ های بسیار ، کاغذ ، قالی های مشهور و آنچه از سفال و مس ساخته و پرداخته می شده و نیز در بازار داد و ستد می شده است.

بخش مهم دیگری از بازار قزوین بازار فرش فروشان است که از گذشته های دور تاعصر حاضر از اهمیت و جنب و جوش خاصی برخوردار بوده است. زنان قزوین از خیال بر تار و پود زندگی گره می زنند و گره بر گره نقشی ماندگار را می سازد. زرد ، قرمز ، آبی ، سیاه ، نیلی و ارغوانی رنگهایی هستند که به هنر دست این هنرمندان جان و روح می بخشند.

قیصریه ی قزوین با طاق های آجری و ارتفاع بسیار زیاد، یکی از بخش های بازار قزوین است که با چهارسوقش به چهار سو راه داشته است. از شمال به تیمچه ی سرباز و از جنوب به تیمچه ی سرپوشیده. از جهت شرق به ماروانسرای وزیر و از سمت غرب با چهارسوق کوچک پیوند داشته است.

سرای سعد السلطنه

سرای سعدالسلطنه از سراهای معروف شهر قزوین است. آنقدر نامدار که بازار قزوین با آن خوانده و شناخته می شود و همین علت است که این سرا را در میان جاذبه های گردشگری قزوین سرشناس کرده است. این بنا به دستور سعدالسلطنه حاکم قاجار قزوین ساخته شده است. حاکمی که نو شدگی بازار قزوین به نام او رقم خورده است. سرای سعدالسلطنه دارای چهارسوق چشم نوازی است که از تقاطع 2 راسته تشکیل یافته و بر بالای آن گنبدی با کاشی کاری بسیار زیبایی قرار گرفته است.

این سرا با گستره ای در حدود 26000 مترمربع یکی از بزرگترین و کاملترین سرای های تجاری ایران است. بازاری که برای خود نگارستانی است و زن و مردش همواره در کار هستند. کتابت را آرایه ای مانند تذهیب می خواست و شهری که مرکز علم بود ، کاتبان و مذهبان در آن جای می گرفتند تا گنجینه ی هنرهایش کامل باشند. شهری که نام میرعماد حسنی قزوینی برای توصیف هنرش کافی بوده و هنوز سنت میرعماد پابرجا است.

گراند هتل قزوین

از سازه های نوین دیگری که قاجارها ساختند که نماد تجددو امروزی بودن بود. برزو کهرشاهی در خیابان پیغمبریه و غرب امارت دولتخانه ی صفوی آن را ساخت.

کلیسای کانتور قزوین

این کلیسا به برج ناقوس معروف است. عبادتگاهی است که در روزگار قاجار برای کارکنان و مهندسان روسی بنا کردند که راه شوسه ی قزوین را احداث کردند. کلیستیی با چم نوازی خاص خود و با معماری بی نظیر و کهن.

دروازه تهران

بر طبق نوشته ها پیش از این دروازه سامقان یا راه چمان نام داشته است که یکی از دروازه های قزوین در عصر صفوی بوده است. آن زمان که شاه طهماسب بنیان دارالسطنه قزوین را در شهر بنا کرد، به دور شهر دیوار و حصارهای بلندی کشید و این حصارها دروازه های متعددی داشتند که تعداد این دروازه های روایت های متعددی دارند. برخی تعداد این دروازه ها را 9 عدد و برخی دیگر 7 عدد را نقل کرده اند.

دروازه تهران 8 گلدسته نشان تا تماشاگه قزوین و سلام قزوین به تمام مسافرین و ساکنان شهر دارد. این دروازه 3 درگاه دارد ، درهایی برای ورود و خروج از شهر که شاید هر دری برای ورود و خروج قشری خاص در نظر گرفته شده بود و یا شاید زمانی که تعداد مراجعین و مسافرین به شهر زیاد میشده است ، درب سوم به یاری دو درب دیگر می آمده است.

دروازه تهران

دروازه تهران

در دهه ی 40 خورشیدی که قزوین هم مثل سایر شهرها یایران جامه نو می کرد ، کاشی های این دروازه نیز تازه شد. در 2 طرف دروازه کاشی های هفت رنگ نهادند و بر قامت آن رنگ لاجوردی پوشاندند. آبی و زرد به سان خورشید و آسمان و یاد آور هنر ایرانیان در ابتدای ورود به شهر و خوش آمد گو به آنان که به شهر و تماشای جاذبه های گردشگری قزوین تشریف می آورند و سفر به خیر به انان که قدم به سوی مقصدی جدید پای در راه می گذارند. بازو بندها و مشبک هایی رنگین که کاشی به کاشی جامه ی طاق و قوس شده اند و در میانه ی میدانی شلوغ می درخشند، نگارخانه ای در شهر قزوین و نمایش دهنده ی هنر سرزمین ایران و قزوین هستند.

عمارت شهرداری

این عمارت برای رسیدگی به امور شهر ساخته شد. ساختمان شهرداری قزوین یکی از قدیمی ترین عمارت ها و جاذبه های گردشگری قزوین و ساختمانی است که از سال 1306 شهرداری قزوین در آن استقرار یافته و امور جاری خود را در آن پیگیری کرده است. موزه س بلدیه ی کنونی قبل از جنگ جهانی اول توسط شرکت روسی شوسه که راه شوسه قزوین را راه اندازس کردند، ساخته شد.

این ساختمان به تازگی مرمت شده و تبدیل به موزه بلدیه یا همان شهرداری قزوین شده است. نمای این بنای زیبا از 6 ستون و یک نمای سنگی بر بالای آن تشکیل شده که توسط هنرمندان قزوینی زیبا بنا شده است. پنجره های این ساختمان از شیشه های رنگی برخوردار است که شب هنگام که انعکاس زیبایی آن بر حوض پر از آب در حیاط این مجموعه می افتد، نمایی بسیار جذاب را خلق می کند که تماشای آن برای تکمیل تماشا و درک عمق هنر صنعتگران و هنرمندان قزوینی تا حدی کافی است.

جاذبه های تاریخی شهر قزوین : خانه های تاریخی

خانه ی امینی ها

از دیگر جاذبه های گردشگری قزوین خانه ی امینی ها می باشد. این خانه در سال در سال 1275 قمری ساخته شده است و محمدرضا قزوینی نوه ی عبدالله تبریز صاحب این خانه بود.عبدالله که کلاه دوز ماهری بود در زمان جنگ های وارده بر شهر تبریز ، تبریز را ترک کرد و به قزوین آمد. او و چند پسرش برای شهر قزوین نام آور شدند. یکی میرزا محمد قزوینی بود که از علمای نامدار این دیار به شمار می رود و پسر دیگر به نام حاج محمدحسن که حمام های صفای قزوین را بنا کرد. او تاجر ذرویش مسلکی بود که پسری به نام محمدرضا داشت ، صاحب همین خانه ی امینی ها. این خانه دارای صحنه های شکار شیران و گل های پر قلب که یاد آور گردونه خورشید و نیلوفر 12 پر تخت جمشید و سازه های باستانی هخامنشی است، می باشد.

خانه امینی ها

خانه امینی ها

حیات در خانه امینی ها

اینجا خاطره های بسیار دور دارد از دوران دور و نزدیک. از دق الباب تا میهمان خانه و کودکانی که به دور حوض و درختان می دویدند. این خانه فقط یک خانه نبود بلکه حریم و حرم بود و حرمت بسیاری بخاطر آدمهای ساکن و میهمانانش داشت. چیزی که حیات بیرون و داخل ره به هم پیوند زده است، قاب بزرگ رنگین کمان با بازی رنگ های زیبا و روشنای خورشید صبح گاهی است دیوار ها ، ستون ها ، کف و سقف این خانه منقش به هنر ایرانی است سقف ها منقش به قاب بندی های نقاشی شده، آیینه کاری های ظریف ، گچبری و گره بندی های چوبی که نشانه های هنر دست هنرمندان قزوینی هستند.

علل استواری خانه امینی ها با وجود مشکلات سیاسی

اینجا نگارستانی از باغی همیشه بهار است و همیشه باید در این بنا نوای عشق پیچیده شود و گل و بلبل همنشین شده اند تا این سرا ، سرای عشق و مهربانی باشد. هنرمندان در این خانه دست به کار شده و سنت های خود را در این خانه آراستند. 3 تالار موازی خانه امینی به وسیله ی اروسی های چم نواز به همدیگر متصل هستند. تالار جنوبی با 9 دهنه اروسی زیبا و رنگین که برای مراسمات روضه خوانی استفاده می شدند و تالاری یک پارچه را برای برگزاری مراسمات سوگواری اهل بیت پیامبر عظیم و شآن اسلام (ص) را به وجود می آوردند. و بخشی از خانه تبدیل به حسینیه ای برای سالار و سرور شهیدان آقا امام حسین (ع) میشد تا این خانه تنها جایی برای زندگی چند تن نباشد و داستان های عشق در آن جاری باشد.

در دوران ناصری نیز این نام و شآن و احترام حسین (ع) بود که از خراب شدن خانه ای که برای عزاداری برای سالار و سرور شهیدان حریم امنی بوده است ، جلوگیری کرد تا امروزه برای همگان فرصتی برای تماشا باشد.در زیر زمین و شربت خانه ای است که این خانه را به کاملترین خانه های ایران تبدیل کرده است. این خانه گردشگران بسیاری را که برای تماشای زیبایی به اینجا می آیند به خود راه می دهد و داستان ها و روایت هایش را به گردشگران نقل می کند.

خانه شهیدی

خانه ی شهیدی ، پیشنه ی خود را از نام برقانی ها گرفته است که این افراد علمای نامداری بوده اند. خاندانی که علما ، مجتهدین و امام جمعه های بسیاری به قزوین هدیه داده اند. ملاکحکد برقانی مشهور به شهید ثالث از بزرگان این خاندان است و از این رو آنها را شهیدی نامیده اند. نخستین نماینده از بزرگان قزوین در دوران مشروطه و برای نخستین مجلس شورای ملی هم از این خاندان برگزیده شد. آنچه در این خان است یادگار دوران قاجار اس که دست معماران و هنرمندان قزوینی در آن دست به کار شده بودند تا خانه ای در خور شآن خانواده ی شهیدی بسازند.

آنچه که امروز قابل مشاهده است از 2 طبقه تشکیل یافته است که دارای اتاق های کم ارتفاعی است ولی هنوز گرما و صمیمیت این خانه به مشام هر گردشگر حاضر در اینجا می رسد. و هنوز این خانه با نقش هایش از روزگار شکوه می گوید ، از هنر از یاد رفته ی هنرمندان و معماران ایرانی ، از میهمان نوازی قزوینی ها که هنوز هست و همه را به تماشا می خواند. تماشای رنگ های شیشه هایی که نور را داخل خانه می بارانند و داخل خانه را خیال انگیز می کنند و حیاطی بسیار با صفا و درختان و حوض زیبایی با آبنما و فواره های جالبش. این خانه هوز پابرجا است و زیباییش را به رخ هر تماشاگر جاذبه های گردشگری قزوین می کشد.

خانه بهروزی

این خانه از دیگر جاذبه های گردشگری قزوین مربوط به دوره ی قاجار است و در خیابان امام و کوچه ی زرگرهای قزوین جای گرفته است. خانه ی بهروزی معرف بناهای قزوین است و معماری بسیار زیبایی دارد گویی که بزم نور و رنگ برپا است. این خانه یکی از شاهکارهای هنر معماری در قزوین و کشور ایران است و چنان فضای با صفایی دارد که بازدید از آن برای هرگردشگری بسیار جذاب و مفرح است و حضور در اینجا درک سال ها زندگی با نشاطی است که در این خانه در طول عصر گذشته اتافاق افتاده است.

خانه سردار مفخم

خانه سردار مفخم قزوین که در گذشته به عنوان مدرسه امیرکبیر و امروزه به عنوان خانه ی فرهنگ امیر کبیر استفاده می شود، توسط اکبر میرزا ملقب به سردار مفخم یا بشارت السلطنه ساخته شده است. او نماینده ی قزوین در دوره های چهارم و پنجم مجلس مشروطه بود. عمارت سردار مفخم تحت تاثیر معماری پایتخت ساخته شده است و به نوعی متعلق به زمان انتقال معماری از قاجاریه به پهلوی در قزوین است. خیلی جای حرف دارد که یاغی گری های مدرن معماری اش را تغییر نداده و هنوز هم آجرهای ارغوانی و اخرایی ، حوض و کوزه مثل سابق هستند ، قناری آوازش را می خواند و باد شاخ و برگ را می رقصاند.

نکته ی قابل توجه بنا، پلکان مجلل آن است که در مرکز آن ساخته شده است. این پلکان درست در مقابل سرسرای ورودی قرار داشته و پس از رسیدن به پاگردی وسیع، دوشاخه شده و راه به طبقه ی بالایی دارد. پلکان مرکزی داخل بنا در طبقه ی دوم به یک راهرو 4 طرفه منتهی می شود. دور تا دور این راهرو را نرده ها و ستون های تزئینی فرا گرفته اند. برخی از اتاق ها نیز دارای تزئینات گچبری با نقش برجسته ی گل و برگ ، مجلس شکار حیوانات و مجلس بزم و نیز طاقچه های تزئینی است. این بنا در مرداد سال 1392 به دفتر امور خارجه در قزوین تغییر کاربری داد.

 

حیات در خانه سردار مفخم

اینجا همه چیز زنده است حتی اگر این خانه سال ها متروکه باشد.اینجا باغی مشجر و محصور است با درختان بسیار که هوای تازه را مانند روحی در تن این مجموعه تراوش می کنند که متعلق به محمدولی خان سپهسالار تنکابنی و دارای عمارتی 2 طبقه است. در طبقه ی همکف این عمارت یک راهرو یا سالن مرکزی و تعدادی اتاق با کاربری خدماتی و در طبقه ی بالای آن یک تالار مستطیل شکل کشیده و تعدادی اتاق قرار گرفته است. این عمارت به اوایل دوره ی پهلوی تعلق دارد و شبیه کوشک ساخته شده و ایوانی به صورت غلام گردش در دور آن قرار دارد. ظلع شرقی و غربی این بنا دارای 7 ستون و 2 ستون مشترک در تقاطع اضلاع است. و در اضلاع شمالی و جنوبی آن 5 ستون قرار دارد. کف این عمارت بالاتر از کف حیاط قرار دارد.

مدرسه سردار

اینجا جایی برای فراگیری علوم و اعتلای ایران زمین بوده است و بنایی تاریخی و آسمانی در کشورمان محسوب می گردد. سردر زیبا و باشکوه این مدرسه با کاشی کاری های مینایی و نقوش گل و بوته ، پرندگان و خطوط اسلیمی زینت یافته و دارای کتیبه ای با خط مرمر با خط نستعلیق ممتاز است. اوج هنر خوشنویسی در این دیار تجلی یافت و در این باغ شیخ محمدعلی بن شیخ عبدالرحیم هنرش را به عرصه ی حضور رسانید. مسجد و مدرسه ی سردار یکی از زیباترین مدارس علمیه ی ایران است. برای راهی شدن به این مدرسه باید از خیابان تبریز گذر کرد و به انتهای آن رسید.

گفته اند که بانی این بنا 2 برادر به نام های حسین خان و حسن خان از سرداران فتحعلی شاه قاجار هستند که در سال 1231 هجری قمری ، آن را در 2 طبقه ساخته اند. گرداگرد حیاط مدرسه در 4 طرف با خط زیبای نستعلیق به رنگ سفید بر روی کاشی بنفش اشعار محتشم کاشانی نقش بسته است. این بنا در بین تمام بناهای شهر دردانه است که انسان را به حیرت وا می دارد و این تنها شوق و عشق یادگیری است که چنین معجزه ای خلق می کند. این مدرسه از جاذبه های گردشگری قزوین در بیم آثار 3 گانه ی سردار است.

جاذبه های تاریخی شهر قزوین : مساجد

مسجد سردار

این مسجد در قسمت جنوبی مدرسه سردار و متصل به مهتابی بزرگ آن قرار گرفته است و 3 طاق آجری دارد. در بالای طاق میانی که بزرگتر از 2 طاق دیگر است، گنبد مخروطی کوچکی با کاشی فیروزه ای برپا شده و در بالای گنبد سرقبه ای با طول بیش از 20 و عرض 40 سانتی متر قرار داشتخ است. این مجموعه یکی از شاهکارهای هنری و معماری دوره ی قاجاری است.

مسجد عتیق دیرینه ترین مسجد شهر

این بنا مسجدی جامع و کبیر است. دارای بنای 4 ایوانی مبارک در زمان شاه طهماسب صفوی با ایوان شمالی و مناره های کاشی کاری اش قد کشیده و زیبا شد. این مسجد کهن زیبایی های چشم نواز بسیاری دارد. در خشت خشت این مسجد خاطره های بسیاری نهفته است. از فرمان مرمت هارون الرشید در سال 192 ه ق تا ویران شدنش به دست مغولان. این مسجد یکی از کهنترین مساجد 4 ایوانی در این است با وسعتی معادل 12500 متر مربع. و چه زیباست آنگاه که میبینی روح سیار و کهن سال فرهنگ ایرانی حتی از سنگ و صخره ای نیز می تواند زاده شود و کتیبه های 6 گانه و گچبری مسجد عتیق به سال 500 ه ق به یمن هنر قدسی هنرمندان این خاک شهرتی جهانی بیابد.

مسجد جامع قزوین

باید چرخید و به تماشای نیایشگاه شهر آمد. عمارتی که سرسرای فرشتگان مقرب الهی است. نمادی از هنر آدمی در قلب قزوین که نام مسجد جامع شهر دیرپای قزوین نامیده می شود. ایم بنا مسجدی نام آور در بین مساجد نام شناخته شده ی ایرانی است. مسجد آدینه گردگاه شهر و محل راز و نیاز همه ی مردمان شهر و محلی است که رویداد ها و وقایع تاریخی بسیاری ساخته است. ورودی اصلی مسجد جامع قزوین ، ورودی شرقی است، جایی که رو به طلوع آفتاب دارد. این ورودی در خیابان سپه است و در جوار عمارت های تاریخی عصر صفوی همچون عالی قاپو قرار دارد.

سردر این ورودی بارها تن به آسیب روزگار داده و زخم های نشسته بر قامتش بارها مرمت شده است. آخرین مرمت این سردر در دوره ی قاجار و به دست حاج مهدی معمار قزوینی بوده و آنچه الان هست یادگار آجرکاری های چشم نواز این معمار معروف و پرآوازه قزوینی است. خیل عظیمی از ارادتمندان پا بر رکاب دل برای سبک تر شدن دلشان به اینجا می آیند تا رها شوند و در یاد دوست آرام گیرند. اینجا دست ها به خواهش باز می شوند و دل سرچشمه ی ذکر است.

مسجد جامع قزوین

مسجد جامع قزوین

مشخصات ظاهری مسجد جامع

مسجد جامع قزوین مسجدی چهار ایوانی است اما نوشته ها حکایت می کنند که بنای اولیه تک ایوانی بوده است و در گذر روزگار و برآمدن دودمان سلجوقی بوده که معماری مسجد هم تغییر پیدا کرده . بنا ه بزرگتر شده و 4 ایوان برای مسجد در نظر گرفته شده است. گلدسته ها نشان خوش اذان بودند که قامت افراشته اند تا دل شیدا زده را در برگیرند و به مهمانی بخوانند. قامت بلند گلدسته ها را جامه ای زیبنده باید تا چشم و گوش و دل هر سه بلرزند.

اینگونه بود که دست هنروران در کار شد و نقش و رنگ در کنار هم نهادند و این گلدسته ها را به سنت دیرینه با کاشی کاری آراستند.

مناره ها نقل روزگاری دیگر با خود دارند.

این گلدسته های کاشی کاری شده با 23 متر ارتفاع نقل از هنر و تاریخ قاجاری دارند.

از یادگاران سال ها در این مسحد نشانه ها در این مسحد یافت شده است.

نشانه هایی سنگی و گچی که در قاب هایی شیشه ای در برابر دیدگان تماشاگران گرد هم آمده اند.

اهمیت تاریخی مسجد جامع

این آثارخانه موزه ای است که قصه های برآمده از این مسجد دیرینه را در خود جای داده است و هر اثر بازمانده از روزگاران حکایتی از روزگاری است که بر قزوین و مردمانش گذشته و حکایتی از دستان عاشق قزوینی ها که از سنگ و گچ، نقش و خطی برآورده و نیایشی بر این خدای خانه نهاده است. باید در این موزه چرخید ، دل به خیال داد و هنروری ها را تماشا کرد. در این موزه هیچ نشانی از همه معماران رفته و گمنام این مسجد نیست. هزار عمارت برآمدند و فروریختند ، هزار کاخ کوخ شد  ،هزار سرا در جنگ و غارت ها سوختند ولی این سرا در گذر ایام تازه تر شده و استوار مانده است.

نشان دیگری از عهد سلجوقیان ایوان آجری بلندی در برابر گنبد است.

بنای اصلی این ایوان و آجرکاری ، نقش شانه ای آن در کنار دیگر ترسیمات هندسی چهارگوش آجرچینی بدنه ی قدیمی ایوان و شیوه ی معماری رومی روایت معماری عهد سلجوقی است.

اما تزیینات کاشی کاری معرق ایوان و جرس های طرفین آن، یادگار دورانی دیگر است.

روزگار صفوی و عهد شاه عباس دوم و سال های آغازین قرن یازدهم هجری.

سالهاست که مرمتگران در کارند تا آثار و به جای ماندگان عصرهای مختلف در این شهر را نگهداری کنند تا نشانه ها و روایت های این بنا و سایر بناهای شهر از بین نروند.

شبستان مسجد جامع

درون شبستان محرابی از جنس مرمر است که سنگش آنچنان شفاف است که نور آفتابی که بر آن تابیده می شود را به داخل امارت عبور می دهد و نشانی از روشنایی در این جایگاه می سازد. ساخت شبستان و گنبد به روزگار پادشاهی محمد فرزند ملک شاه سلجوقی و به حکم ابومنصور خمارداش در سال 500 هجری قمری نقل شده است.

به همین دلیل است که این شبستان به نام خمارداش بانی آن نام گذاری شده است.

این بانی خیر اموالی را نیز برای اداره ی مسجد و آبادی آن وقف کرده است. این مسجد نقل خویش می گوید و روایت از عهدی دیگر به تماشا می گذارد.

از قرن ششم هجری ، از عهد حکمرانی سلجوقیان بر قزوین و نمونه ای بارز از هنر معماری سلجوقیان این بنای زیبا و تاریخی است.

گنبد مسجد

گنبد مسجد جامع قزوین بر روی 4 پایه قرار دارد و نیم طاق های زیبایی در 4 گوشه داخلی طاق ساخته شده تا سنگینی گنبد به شکل برابری بر روی پایه ها و دیواره ها تقسیم شود. برای نگهداری گنبد در 4 گوشه ی تنه آجری آن ، پشتیبان های مثلثی شکلی ساخته شده تا قامتش نلرزد و مانند آسمان استوار بایستد. گنبد نگینی بر انگشتری مسجد است و نقشی موج دار دارد که میچرخد. اینجا وعده گاه یار است. آنجایی که همیشه یاد دوست جاری است و رواق ها و شبستان ها تو را می خوانند تا به دیدار دوست بروی. کسی جز شیدایان پای در اینجا نمی گذارد و شیدایان را خداوند به اینجا دعوت می کند. کسانی که به اینجا می آیند میهمانان الهی و مقربان درگاه حق هستند و گاه خود نمی دانند.

آب انبارهای قزوین

قزوین شهر تاریخ ، شهر قلعه های رفیع ، شهر تاکستان ها و آب انبارها ، شهر رودخانه و شور و شعور ، سفال های سلجوقی و ایلخانی ، شهر کاشی کاری و شهر مساجد عطراگین است. مردمان قزوین در تاریخ خود برای پاسداری از سرزمین نیاکان ، مردانکی ها کرده اند. زنانشان شیر زن و مردانشان حماسه جو و دلیر هم نفس با سیاست و دیانت و هم رزرم با هموطنان غیور این آب و خاک. چه بسیار خون هایی که در این خاک ریخته شده است. از حمله ی مغلول های ویرانگر گرفته تا جنگ تحمیلی.

روشنای شفق رنگ مشروطه بود که عارف شاعر و موسیقی دان معروف قزوین ، ارکستر بزرگ عشق را کوک کرد تا قاجار و قاجاریان آمدند و آمدنشان مصادف شد با ساخته شدن بسیاری از مساجد ، مدارس و عمارت ها.

آب انبار مسجد جامع

وقتی به تماشای زیبایی های قزوین می رویم و نشانه های آب را جست و جو می کنیم، در جلوخان مسجد جامع به آب انباری می رسیم که مردم به نام آب انبار مسجد جامع می شناسند. نشانه های ساخت این آب انبار را از کتیبه ای که بر سر در این بنا است باید جست و جو کنیم که نشان از ساخت بنا در دوره شاه سلیمان و به دست علی خان زنگنه دارد. از ورودی تا پایین پله های زیادی با شیب تند قرار دارند که هنوز هم پژواک قدم های کوزه به دستی را دارد که برای تهیه آبی گوارا و خنک به این جا می آمدند. دیواره ها ی ستبر این آب انبار هنوز هم خنکای روزهای قدیم را دارد و مخزن پرگنجایشش هنوز موجب هیرت همگان است. مخزنی به گنجایش 1800 متر مکعب با دیواره هایی با زخامت 2.5 متر.

آب انبار های سردار بزرگ و سردار کوچک

این آنبار بزرگترین آب انبار تک گنبدی در بین جاذبه های گردشگری قزوین در ایران و جهان است.

این آب انبار در سال 1227 هجری قمری و در محله ی راه ری قزوین ساخته شد.

بانیان این آب انبار 2 نفر بودند، محمدحسن خان و محمدحسین خان که از امرا و سرداران بزرگ قزوین در دوران قاجار و در رکاب حکومت فتحعلی شاه قاجار بودند.

خشت اخرایی و کاشی آبی و آوازه ی آب و عطش، تشکیل سردر این آب انبار را داده اند.

دیوارهای مخزن 17 متری و مربع آب انبار سردار به کمک آجر و ساروج هنوز پابرجا است.

ساروج ملاتی از آهک ، خاکستر ، ماسه و گل گیاه لویی است که در برابر آب، سفت و سفت تر می شود و همین یکی از رموز استوار ماندن این بنا است.

قطر دیواره های آب انبار سردار را 3 متر برآورد کرده اند و ارتفاع بلندترین نقطه تا پایینترین نقطه بنا 28 متر گزارش شده است.

آب انبار سردار بزرگ

آب انبار سردار بزرگ

مشخصات معماری آب انبار سردار

گفته می شود در این آب انبار 3600 متر مکعب آب جای می گیرد.

بادگیرهایی که بر بام استوار هستند وظیفه ی انتقال هوا و باد به داخل آب انبار و خنک نگه داشتن داخل آب انبار را بر عهده داشته اند.

مخزن آب انبار سردار به شکل مربع و اندازه ی آن در حدود 20 متر است.

در مرکز این فضا ستونی با قطر 4 متر قرار دارد.

پوشش آب انبار را 4 گنبد پیوسته تشکیل می دهند در مرکز هرکدام بخارکش هایی قرار داده شده اند.

این آب انبار بزرگترین آب انبار ساخته شده در شهر قزوین است.

آب انبار های دیگری هم هستند که تماشاگهی برای گردشگران شهر به شمار میروند.

آب انبارهای دیگری نیز بوده اند که امروزه فقط نامی از آن ها باقی مانده است.

وبسایت قصریاب جامعترین سامانه اجاره منزل مبله در قزوین و رتبه 1 اجاره سوئیت در سراسر ایران.

پاسخ دهید