بازنشانی گذرواژه

ثبت نام املاک
برای فعال کردن زوم کلیک کنید
بارگیری نقشه ها
ما هیچ نتیجه ای پیدا نکردیم
نقشه باز
جستجوی پیشرفته
Your search results
1399/05/21

تروریست در الموت

تروریست در الموت ، این بار از نگاهی دیگر به قلعه الموت

اگر چه این قلعه در ایران است اما درخارج از ایران، از حوادث و افراد درون آن فیلم ها و بازی های بسیار زیادی با موضوع ( تروریست در الموت ) ساخته شده. الموت در نزدیکی روستای گازرخان در استان قزوین واقع شده. وقتی به پای کوهی که قلعه درآن واقع شده می‌رسید، با پلکان های طولانی مواجه میشوید که تعداد آنها به عدد ۴۰۰ می‌رسد و مرد میخواهد بالا رفتن از آن!. این پله‌ها در آخر شما را به ارتفاع 2163 متر از سطح دریا می رساند. یعنی محیطی که قلعه در آن ساخته شده و اطراف آن پر از پرتگاه های خطرناک است.

محیطی به این شکل قلعه الموت را بسیار استراتژیک کرده از این نظر که قلعه را غیر قابل نفوذ نشان می‌دهد. اگر به حوادث تاریخی این مکان سری بزنیم متوجه می شویم که همینطور بوده و سالیان طولانی، حاکمان آن را از نفوذ مصون نگه داشته است.

الموت در معنی لغوی از دو واژه اله + موت تشکیل شده که معنی آن آشیانه عقاب است.

این دژ مستحکم مرکز حکومت حسن صباح بنیانگذار حکومت اسماعیلیان و دیگر رهبران بعد از او بوده که با توجه به موقعیت قلعه آنها را از گزند سپاهیان خلفای بغداد و حکومت سلجوقیان در امان نگه  می داشته است.

در تمام فصول سال می توانید با اجاره سوئیت در قزوین ، اقامتی به یادماندنی را تجربه کرده و از منطقه الموت و قلعه هایش بهره مند شوید.

حسن صباح که بود؟

حسن صباح از ایرانیانی بود که دوره سلجوقیان قیام کرد و از مخالفان سرسخت تسلط اعراب و سلجوقیان در ایران بود.

البته به گفته حمدالله مستوفی تاریخ نویس قرن ۸ این قلعه به دستور فردی به نام ((حسن بن زید)) ساخته شده و پس از آن این دژ اواخر قرن پنجم توسط حسن صباح تصرف شد که او نیز به مدت ۳۵ سال در آن حکومت کرد. مردم محلی این قلعه را با نام قلعه حسن میشناسد.

یاران حسن صباح را حشاشین می نامیدند که پیرو فرقه اسماعیلیه بودند. اسماعیلیان عقیده داشتند که امامت بعد از وفات اسماعیل پسر امام صادق (ع)  به پایان رسید و او آخرین امام بود.

تروریست در الموت

تروریست در الموت

موضوع مرتبط : اجاره سوئیت در تبریز

 ماجرای سه یار دبستانی معروف

روایت است که سه یار دبستانی بودند به نام های نظام الملک، خیام و حسن که در کودکی هم قسم شدند که اگر هر کدام از آنها به جایگاهی رسید دست دیگری ها را هم بگیرد و آنها را در رسیدن به مقام یاری نماید. اتفاقی که در آینده ی این سه کودک افتاد این بود که خواجه نظام الملک سیاستمدار بلندپایه ، به وزارت حکومت سلجوقیان رسید در آن هنگام خواجه، خیام را که علاقه زیادی به شعر و دانش داشت با مال و ثروت یاری کرد تا مسیر خود را ادامه دهد. زیرا او سیاست و حکومت نمی خواست.

حسن صباح را  هم حاکم قسمتی از ایران کرد در نهایت بین حسن صباح و خواجه نظام الملک اختلاف افتاد و  خواجه حسن را  از دربار بیرون کرد. این آغاز دشمنی حسن صباح با سلجوقیان شد. البته در واقعیت این داستان تردیدهای زیادی وجود دارد اما جالب ترین نکته در این میان ترور موفق خواجه نظام الملک توسط حشاشین بود که شاید به گسترش این داستان در بین مردم دامن زده است.

طریقت نظامی این گروه بر پایه ایجاد ترس و ترور بود. در واقع آنها تروریست‌های زمان خودشان بودند . حشاشین با حذف شخصیت‌های برجسته مسیحی و مسلمان تسلط خودشان در مرکز ایران را تا سرزمین شام بدون داشتن هیچ برتری نظامی گسترش دادند. اگر بخواهید تصوری از آن ها داشته باشید می توان آنها را به نینجا  تشبیه کرد به طوری که بدون ترس در روز روشن شاهزاده ها و پادشاهان را ترور می کردند و به عقیده آنها هیچ قانونی وجود نداشت.

عملیات های صورت گرفته در منطقه

این گروه ( تروریست در الموت ) خطرناکترین و ترسناکترین گروه مرگ در زمان خودشان را تشکیل داده بودند و توانستند دو تن از خلفای عباسی و بسیاری دیگر از حاکمان و وزیران، حتی از چند نفر از حکام مسیحی جنگ های صلیبی را نیز بکشند.

این گروه که مرکز حکومت آنها قلعه الموت بود و قلعه های دیگری در مناطق دیگر هم داشتند.

آنها توانستند به مدت تقریبی دو قرن از سال ۱۹۹۰ تا سال ۱۲۷۳ میلادی نقش موثری در بخش خاورمیانه ایفا کنند.

اعضای حشاشین پایه‌گذار روش‌های ترور سازمان یافته در جهان هستند.

به طوری که اهداف خود را که از بزرگان نظامی یا سیاسی بودند، ماهها یا سالها زیر نظر می گرفتند. تا بتوانند در موقعیت مناسب به آنها نزدیک شده و با خنجر مخصوص خودشان فرد را بکشند.

آن ها این کار را  در میان عموم مردم انجام می دادند تا تاثیر بیشتری بگذارد.

عجیب است اما مشاهده شده گاها ترورهایی که توسط طالبان و القاعده انجام می‌شود از لحاظ  نوع و روش شباهت زیادی به روش‌های حشاشین دارد.

حشاشین با تلاش برای قتل یکی از فرماندهان مغول به نام (( منگوقاآن )) نفرت مغول را نسبت به خود شعله ور کردند.

هلاکوخان فرمانده مغول نیز توانست با ارتشش در همان سال قلعه الموت را فتح کند و آن را آتش بزند.

پس از آن کتابخانه آن هم از بین رفت و به عنوان زندان و تبدیل تبعیدگاه از آن استفاده می شد.

این پایان کار حکومت حشاشین در الموت و جا های دیگر بود اما تعدادی از آن ها به میان مردم رفتند و دوباره به انجام این ترور ها به صورت جسته و گریخته پرداختند.

تروریست در الموت

تروریست در الموت

 حشاشین ابزاری برای معرفی ایران به عنوان تروریست

در قسمت قبل حشاشین را معرفی کردم و با سیستم کار آنها آشنا شدیم. اما دوست دارم این مطلب را هم اضافه کنم که وقتی ما از تاریخ خود و حوادث آن اطلاع نداریم دیگران از آن می توانند به راحتی به نفع خود استفاده کنند.

امروزه اتفاقات قلعه الموت و حاکم آن حسن صباح به جهت اینکه او و گروهش جزو فرقه ای از شیعه بودند به عنوان ابزاری استفاده میشود تا ایرانیان را از ریشه و به کل تروریست نشان دهند که نمونه هایی از آن را در این مقاله برای شما می آورم.

مستند (( مردم آتش )) : آدمکش بودن حشاشین و حسن صباح را به عنوان پشتوانه تاریخی و مذهبی ایرانیان بیان می‌کند و در خط داستانی مستند این تاریخ را به ایران کنونی و ضد غربی بودن آن متصل می‌کند. این مستند در شبکه های دیسکاوری و هیستوری پخش شده است.

از دیگر موارد می‌توان به بازی (( کیش یک آدمکش )) و فیلم مکمل آن  ، بازی حشاشین ، رمان (( آدمکشهای الموت ))  و  کتاب (( الموت )) اشاره کرد که در تمامی آنها با تحریف شخصیت‌های مربوط به حشاشین عقاید آن هارا عقاید شیعه معرفی کرده و آدم‌کشی و تروریست بودن آنها را به هویت ایرانی ربط می دهند.

پاسخ دهید